خلاصه قسمت بیست و پنجم سریال وقتی تو خواب بودی

مجموعه: خلاصه سریال تعداد بازدید: 65
خلاصه قسمت بیست و پنجم سریال وقتی تو خواب بودی

خلاصه قسمت بیست و پنجم سریال وقتی تو خواب بودی

پیام ثابت :

سلام عرض می کنم خدمت دوستان عزیزم

سارا هستم . تصمیم گرفتیم بخش جدیدی رو به سایت تو زیبایی اضافه کنیم اونم بخش داستان و سریال هست که مطمئنم ازش خوشتون میاد

در این بخش از سایت داستان رمان ها و خلاصه سریال ها و فیلم ها به صورت ادامه دار منتشر میشه

برای مشاهده این بخش می تونید به بخش داستان و سریال مراجعه کنید:

موضوع سریال وقتی تو خواب بودی : با بازی بائه سوزی و لی جونگ سوک

این سریال در مورد دختریه که حوادث آینده رو توی خوابش می بینه و مدام میخواد جلوی وقوع اون رو بگیره از طرفی هم پسر نقش اول فیلم هم دادستانه و تازه به همسایگی دختره اسباب کشی کرده دختره سعی میکنه با کمک این آقا جلوی اتفاقاتی که قراره رخ بده رو بگیره اما ….


خلاصه قسمت بیست و پنجم سریال وقتی تو خواب بودی

وقتی جه چان و هونگ جو با هم رفته بودن لب دریا هونگ جو یادش به اون مردی میوفته که دوتایی نجاتش داده بودن و از جه چان میپرسه که نمیدونم الان کجاس و حالش خوبه یا نه جه چانم با اینکه مرده رو ندیده اما میدونه که الان زنده اس و حالش خوبه چون طبق هنوزم نامه هایی به دستشون میرسه که آقاهه برای جه چان و داداشش پول فرستاده اما جه چان به پولا دست نمیزنه و همش مونده که این مرده کجاست و چه جوری میدونه جه چان اینا کجا زندگی می کنن آخه جه چان و داداشش با این که اسباب کشی میکنن بازم نامه ها مرتب میاد براشون

هونگ جو هم میگه نمیدونم الان کجاست و چه شکلیه جه چانم میگه نمیدونم شاید از کنارمون رد شده و ما نشناختیمش

این آقایی که در عکس پایین میبینید سارق گوشیه و مثل آب خوردن گوشی مردمو میدزده و به دلال میفروشه اما این بار میون گوشی هایی که میدزده یه مورد مشکوک پیدا میشه ….حالا در ادامه میگم جریان چیه

 

حتما آقای چویی و این خانوم رو میشناسید … هر دوشون توی دفتر جه چان کار میکنن اما یوبوم که چشمش دنیال آقای چویی هست دوباره میاد و به آقای چویی پیشنهاد میده که بیاد تو دفتر وکالت اون کار کنه اما طبق معمول آقای چویی رد میکنه

آقای چویی به دختره که همکارشه میسپاره که نکنه بری به جه چان بگی که چه پیشنهادی بهم شده اونم میگه خیالت راحت من دهنم قرصه

اما بعد میره همه رو میزاره کف دست جه چان و بهش میگه ببین با این که اینقدر به خاطر شما توی دادستانی داره اذیت میشه و حقوقشم کمه اما به خاطر شما نمیخواد اینجا رو ول کنه و بره یه جای خوب با حقوق و مزایای بهتر

 

جه چانم اول وانمود میکنه که اگهاگه آقای چویی بره راضیه و اشکال نداره اما با کاراش همش نشون میده که به آقای چویی وابسته است و قلبا نمیخواد از دستش بده

مثلا همش به آقای چویی میگه اگه شرایط بهتریه قبول کن برو اما از ور میاد میگه بیا سلفی بگیریم بعد عکس خودشو با اونو میزاره پروفایلش و یا یهویی میاد بند کفششو واسش میبنده و کارهای دیگه که نشون میده قلبا میخواد بگه “آقای چویی دوستت دارم نرو”

به هونگ جو ماموریت میدن که بره دادستانی و در طی چند روز از کارشون فیلمبرداری کنه فکر کنم حالت مستند داره و هونگ جو هم از اینکه قراره بره اداره پیش جه چان حسابی خوشحال میشه

جه چان کلی دست دست میکنه اما آخر برای آقای چویی اس ام اس میفرسته که آقای چویی از پیشم نرو اونم میگه “من نمیرم” جه چانم حسابی خوشحال میشه

سونگ ون (داداش جه چان) میاد و چند ورق کاغذ رو نشون جه چان میده و بهش میگه که اینا وصیت نامه پدر دوستشه که تو زندان خودکشی کرده و نوشته که واقعا بیگناه بوده اما یه دادستان با دستکاری مدارک اونو متهم جلوه داده

اولش جه چان اهمیتی نداد و گفت خب همه متهم ها همینو میگن دلیل نمیشه اما وقتی داداشش میگه که دادستان اون موقع یو بوم بوده دیگه مشکوک میشه چون میدونه که یوبوم از اون آدمایی هست که بخواد تقلب کنه

ووتاک و جه چان و هونگ جو با هم راجع به خواب هاشون صحبت میکنن و به این نتیجه میرسن که خواب دیدن هاشون دقیقا از وقتی شروع میشه که یه نفر نجاتشون داده یعنی جه چان همش خواب آینده هونگ جو رو میبینه چون هونگ جو از غرق شدن نجاتش داده بوده و ووتاک هم بیشتر راجع به جه چان خواب میبینه چون اونو از تصادف نجات داده … به خاطر همین متوجه میشن که اون مردی که هونگ جو و جه چان نجاتش دادن هم الان هر جایی که هست احتمالا اونم داره خواب هایی در مورد آینده اونا میبینه اما اینا نمیدونن الان اون آقا کجاست و داره چه میکنه

اما نشون میده که واقعا همینطوره و یه نفر که چهره اش معلوم نیست داره آینده رو خواب میبینه که جه چان و هونگ جو تو یه حادثه آتیش سوزی گیر افتادن

اینجا همکه در عکس زیر میبینید هر دوی این آقایون دارن سیب پوست میکنن و جه چان که هنوزم به ووتاک حسودی میکنه و میترسه هونگ جو از اون خوشش بیاد همش نگاه میکنه که ببینه هونگ جو سیب پوست کنده کی رو بر میداره بخوره بعد یهو هونگ جو از ظرفی که جه چان سیب گذاشته بود برمیداره و جه چان حسابی ذوق میکنه اما کسی نمیفهمه این چرا ذوق زده شده

هونگ جو که قراره بوده برای پروژه بیاد اداره جه چان اینا  همه فکر میکنن که رییس جه چان رو برای پروژه هونگ جو انتخاب میکنه که این دوتا همش پیش هم باشن و هونگ جو از روند کاریه جه چان فیلم بگیره اما رییس یه دادستان خانم رو به هونگ جو معرفی میکنه و همه دلشون برای جه چان میسوزه و به رییس ایراد میگیرن اما رییس میگه تازه بهش لطف کردم چون اگه میفرستادمش پیشش هر چی دختره فانتزی توی ذهنش از این داشت شکست میخورد چون از کارش از همه بدتره و پرونده هاشو دیر به دیر تموم میکنه و از همه بیشتر طولش میده و خلاصه کلی از بیچاره ایراد میگیره

و اینم قیافه عصبانی جه چان که حرصش دراومده

 

جه چان میره پیش آقای چویی و راجع به پرونده آقایی که بابای دوست سونگ ونه (داداش جه چان) ازش سوال میکنه و بهش میگه که اون توی وصیت نامه اش اظهار بیگناهی کرده بوده

آقای چویی هم میگه اما اون پرونده همه چیزش مشخص بود فکر نمیکنم مشکلی داشته بوده باشه (آخه اون موقع مسئول پرونده یوبوم و آقای چویی بودن اما بعد از حل شدن ماجرای قتل سریالی که به ناحق میوفته گردن دکتره (بابای دوست سونگ ون) بعد از حل شدن پرونده یوبوم ترفیع میگیره و بهش پیشنهاد کاری خوب در یه موسسه حقوقی میشه و یوبوم با کلی تقدیر از سمت دادستانی استعفا میده و میره دنبال وکالت با حقوق عالی)

خب اون آقا دزده رو یادتونه که بهتون گفتم؟

میون چندین تا گوشی که دزدیده یه نفر پیامک میده که خواهش میکنم گوشیمو پس بده بهت ۱۰ هزار دلار میدم دزده هم شک میکنه و با خودش میگه مگه تو این گوشی چی داره که یارو میخواد اینقدر هزینه کنه به خاطر همین کنجکاو میشه و قفلش رو باز میکنه اما بعد میره سر قرار که پولو بگیره و گوشی رو بده اما توی حین مبادله پلیس میوفته دنبالشون و اینا فرار میکنن و دزده رو میگیرن اما عجیب اینجاست که پسره که به ظاهر اونم قربانیه اونم فرار میکنه و خلاصه پلیس میوفته دنبالش …

یهو ووتاک اونا رو میبینه و همکاراش میگن اون میدی که طوسی پوشیده رو بگیره اما یهو ووتاک خشکش میزنه بعد اینجا معلوم میشه که راز زندگی ووتاک چیه

ووتاک نمیتونه رنگا رو از دور خوب تشخیص بده (فکر کنم یه جورایی کوررنگی باشه) به خاطر همینم این یه مشکلیه که اگه طرف داشته باشه نمیتونه پلیس بشه اما ووتاک تا الان مخفی کرده

اما این بار شانس میاره و همکارش بهش میگه یارو شلوارش چارخونه ایه و اون اینطوری میفهمه که باید دنبال کی بره

خلاصه پسره رو میگیرن و میبرن اداره پلیس

حالا توی قسمت بعد میبینید که چرا این آقا حاضره ده هزار دلار واسه یه گوشی بده و از پلیس هم فراریه

سعی میکنم قسمتای بعدی رو زودتر براتون بزارم

 

پایان خلاصه قسمت بیست و پنجم سریال وقتی تو خواب بودی

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “خلاصه قسمت بیست و پنجم سریال وقتی تو خواب بودی”

Code Center