خلاصه قسمت بیست و هشتم سریال وقتی تو خواب بودی

مجموعه: خلاصه سریال تعداد بازدید: 39
خلاصه قسمت بیست و هشتم سریال وقتی تو خواب بودی

خلاصه قسمت بیست و هشتم سریال وقتی تو خواب بودی

پیام ثابت :

سلام عرض می کنم خدمت دوستان عزیزم

سارا هستم . تصمیم گرفتیم بخش جدیدی رو به سایت تو زیبایی اضافه کنیم اونم بخش داستان و سریال هست که مطمئنم ازش خوشتون میاد

در این بخش از سایت داستان رمان ها و خلاصه سریال ها و فیلم ها به صورت ادامه دار منتشر میشه

برای مشاهده این بخش می تونید به بخش داستان و سریال مراجعه کنید:

موضوع سریال وقتی تو خواب بودی : با بازی بائه سوزی و لی جونگ سوک

این سریال در مورد دختریه که حوادث آینده رو توی خوابش می بینه و مدام میخواد جلوی وقوع اون رو بگیره از طرفی هم پسر نقش اول فیلم هم دادستانه و تازه به همسایگی دختره اسباب کشی کرده دختره سعی میکنه با کمک این آقا جلوی اتفاقاتی که قراره رخ بده رو بگیره اما ….


خلاصه قسمت بیست و هشتم سریال وقتی تو خواب بودی

 

وقتی پرونده قتل سریالی رو دوباره باز می کنن و بررسی می کنن میفهمن که دلیل دستگیری اون دکتره و متهم کردنش اینه که شیشه سمی که به قربانیان تزریق می شده رو توی اتاق دکتره پیدا می کنن اما اون دکتره تا آخرین لحظه هم میگفته که بی گناهه و دادستان مدارک رو دستکاری کرده

جه چان یهو یاد نوجوونیش میوفته که یوبوم بهش گفته بود بیا نمره هاتو دستکاری کنیم  به خاطر همین به یوبوم شک میکنه چون میدونه که آقای چویی آدم صاف و صادقیه و اگه کسی هم این وسط تقلب کرده باشه کار یوبوم میتونه باشه چون اون پتانسیل اینکارا رو داره

جه چان از اونجایی که هنوز هم ماجرای اومدن آقای چویی توی صحنه آتیش سوزی براش نامفهومه و نمیدونه که چطوری آقای چویی فهمیده اونا اونجا گر افتادن و اومده بود اونجا از آقای چویی میپرسه و آقای چویی همش جواب های عجیب میده مثلا میگه داشتم رد میشدم یا میگه من تله پاتی دارم حدس زدم جونتون در خطره (اما نمیتونه حقیقت رو بگه که اونم خواب میبینه و خواباش به وقوع می پیونده)

هونگ جو میره پیش ووتاک تا ازش چند تا سوال بپرسه که ووتاک یهو یادش میوفته پاوربانک هونگ جو که توی ماشینش جا مونده رو بهش بده اما هونگ جو بهش گفته بود مال من قرمزه ولی ووتاک پاوربانک خودشو که سبز بود رو بهش میده و میگه بیا این قرمزه … همونجا هونگ جو متوجه اختلال بینایی ووتاک میشه اما به روش نمیاره و پاوربانک رو ازش میگیره

پلیس طی تحقیقاتی که می کنه متوجه میشه که قاتل به احتمال زیاد یه دختر بوده که با قربانیا هم اتاقی بوده

یوبوم هم که مدام اس ام اس های تهدیدی از قاتل دریافت میکرد قرار میشه که قاتل بیاد دفترش و وقتی میاد در کمال تعجب معلوم میشه که قاتل اصلی یه دختر بوده

دختره میاد پیش یوبوم و بهش میگه که آره من ۲۰ نفر رو کشتم و به لطف تو که مدارک رو دستگاری کردی تا الان پام به زندان باز نشده حالا اگه من لو برم تو رو هم لو میدم بنابراین باید بهم کمک کنی

یوبوم اعصابش خورد میشه و ازش راجع به علت کارش میپرسه

 

 

دختره هم میگه من بیماری بدی داشتم و مدتها تو بیمارستان بستری بودم اما رو به بهبود نمیرفتم ولی هم اتاقیام حالشون خوب میشد و مرخص میشدن و همه با دید ترحم بهم نگاه میکردن به خاطر همین !!!!

یو بوم هم میگه یعنی به خاطر همین چیزی دلیل میشه که اونا رو بکشی ؟؟؟؟

دختره هم میگه نه اولش برام مهم نبود و با خودم میگفتم عیب نداره فوقش میگیرنم و مجازاتم میکنن اما یهو شنیدم که شیشه سم توی اتاق دکتر پیدا شده و اونو به جای من گرفتن و اون موقع بود که یه امیدی به زندگی در من ایجاد شد و تو باعث ایجاد امید در من شدی ….

بعد ادامه میده و میگه حالا منو بیان دستگیر کنن که چی بشه تازه پسر اون دکتره بفهمه که باباش بیگناه بوده میدونی چه حالی میشه ؟

بعدم میگه حالا که کاریه که شده و اونا کشته شدن اما آدم زنده باید زندگی کنه (منظورش خودشه!!!)

یوبوم هم اعصابش میریزه به هم و خودش هم خوب میدونه که چه گندی زده

یوبوم یاد گذشته میوفته که وقتی داشتن مدارک جمع آوری شده رو بررسی می کردن و یادداشت برداری می کردن یوبوم یواشکی شیشه سم رو میزاره توی کیسه مدارکی که از اتاق دکتره جمع کردن آقای چویی هم وقتی بررسی میکنه و شیشه سم رو توی اون کیسه میبینه فکر میکنه که از قبل بوده و اون اشتباه کرده و ننوشته بوده به خاطر همین با یه خودکار دیگه اونو هم به لیست اضافه میکنه اما غافل از اینکه کار کارِ یوبوم بوده و واقعا اون دستکاری کرده و همین باعث به زندان افتادن یه آدم بیگناه میشه و منجر به آزاد موندن قاتل اصلی و قتل افراد بیشتر میشه

یو بوم میره بالا پشت بوم تا یه فکری به حال بدبختی الان خودش کنه تا اینکه یهو چشمش به یک اعلامیه روی دیوار میفته که نوشته فلان روز برق ساختمان قطع میشه

یوبوم هم یک نقشه میکشه و میره پایین پیش قاتل

میره و بهش میگه کسایی که از تقلب من خبر دارن فقط من و تو نیستیم یه نفر دیگه هم هست که میدونه!!

نقشه اش اینه که بگه هونگ جو هم میدونه و بعد قاتل هونگ جو رو بکشه و بعد یوبوم قاتلو بکشه و آخر هم بگه من میخواستم کمک هونگ جو کنم که اینطوری شد اینطوری میخواد راز خودشو لاپوشونی کنه خیر سرش (اما بیچاره هونگ جو که خوابش داره تعبیر میشه و جونش در خطره)

آقای چویی با همکارش نشسته داره غذا میخوره که یهو حرفای همکارای دیگه رو میشنون که دارن پشت سر آقای چویی حرف میزنن و میگن جه چان به خاطر حمایت از آقای چویی داره تحقیقات رو کندتر پیش میبره

همسن میشه که آقای چویی میره نامه استعفاش رو مینویسه و میزاره روی میز جه چان تا اون درست و حسابی به تحقیقات برسه و خللی ایجاد نشه

جه چان تا میاد و نامه استعفا رو میبینه اعصابش خورد میشه و هر چی با آقای چویی تماس میگیره جواب نمیده

آقای چویی بعد از استعفا میره و پیشنهاد کاری یو بوم رو قبول میکنه اما من فکر میکنم دلیل قبول پیشنهاد کاری اون به خاطر پول نیست بلکه به خاطر اینه که سر از کارای یوبوم دربیاره

یوبوم به هونگ جو پیامک میده که امشب ساعت ۸ بیا برای مصاحبه با من

هونگ جو هم دقیقا همون لباس یونیفرم تنشه که توی خواب دیده بوده یه لحظه خودشم دلش شور میوفته به همین خاطر از همکارش میپرسه که امروز قراره بارون بیاد ؟ اونم میگه نه بابا احتمالش فقط ۵ درصده به خاطر همین خیالش راحت میشه و میره پیش یوبوم

یوبوم عوضی هم توی قهوه هونگ جو قرص خواب آور ریخته تا بیهوشش کنه و بعد بقیه نقشه اش رو پیش ببره

جه چان یه لحظه سر کار خوابش میبره و یهو یه خوابی شبیه همونی که مدام هونگ جو تعریف می کرد میبینه و متوجه میشه جون هونگ جو در خطره و از اونجایی که توی خواب هونگ جو زمان و مکان رو از قاتل میپرسه جه چان اینو هم میفهمه

جه چان با وحشت از خواب بیدار میشه و هر چی زنگ میزنه به هونگ جو جواب نمیده بعد به ووتاک زنگ میزنه و قضیه رو میگه و هر دو راه میوفتن

اما غافل از اینکه هونگ جو بیهوش شده و یوبوم به کمک قاتل دارن میبرنش پشت بوم که قاتله به هونگ جو سم تزریق کنه و بکشنش.

 

پایان خلاصه قسمت بیست و هشتم سریال وقتی تو خواب بودی

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “خلاصه قسمت بیست و هشتم سریال وقتی تو خواب بودی”

Code Center