جدیدترین مطالب امروز

خلاصه قسمت چهاردهم سریال وقتی تو خواب بودی

مجموعه: خلاصه سریال تعداد بازدید: 139
خلاصه قسمت چهاردهم سریال وقتی تو خواب بودی

خلاصه قسمت چهاردهم سریال وقتی تو خواب بودی

پیام ثابت :

سلام عرض می کنم خدمت دوستان عزیزم

سارا هستم . تصمیم گرفتیم بخش جدیدی رو به سایت تو زیبایی اضافه کنیم اونم بخش داستان و سریال هست که مطمئنم ازش خوشتون میاد

در این بخش از سایت داستان رمان ها و خلاصه سریال ها و فیلم ها به صورت ادامه دار منتشر میشه

برای مشاهده این بخش می تونید به بخش داستان و سریال مراجعه کنید:

موضوع سریال وقتی تو خواب بودی : با بازی بائه سوزی و لی جونگ سوک

این سریال در مورد دختریه که حوادث آینده رو توی خوابش می بینه و مدام میخواد جلوی وقوع اون رو بگیره از طرفی هم پسر نقش اول فیلم هم دادستانه و تازه به همسایگی دختره اسباب کشی کرده دختره سعی میکنه با کمک این آقا جلوی اتفاقاتی که قراره رخ بده رو بگیره اما ….


خلاصه قسمت چهاردهم سریال وقتی تو خواب بودی

EPISODE 14

همونطور که قرار بود ووتاک میره خونه هونگ جو اینا تا چند روزی که استراحت مطلقه پیش اونا بمونه. البته یه دلیلش هم به خاطر اینه که نمیخواد خانواده خودش بفهمن زخمی شده چون اونا نمیزاشتن پلیس بشه تا اینکه قول داده زخمی نشه و ….

جه چان هم همش از پنجره خونه اینا رو دید میزنه و حسودی میکنه که الان هونگ جو و مامانش دارن به ووتاک میرسن

طولی نمیکشه که ووتاک به هونگ جو و جه چان میگه برید برام خرید کنید و لوازمی که میخواد رو لیست میکنه و پول و ماشین هم میده بهشون که برن خرید کنن .

از طرفی هم تماس تصویری میگیره که از دور خودش هم مدیریت کرده باشه

جه چانم همونطور که توی عکس پیداس اعصابش خورد شده که باید برن فرمایشات ووتاک خان رو اجرا کنن

اما با این حال خرید دونفره برای جه چان خوب میشه و باعث صمیمیت بیشتر با هونگ جو میشه

قسمتی از گذشته (جه چان و هونگ جو) .رو نشون میده که وقتی تو مراسم ختم پدراشون بودن دو تا از خبرنگارا به همدیگه میگن که سربازی که باعث مرگ پدر هونگ جو و جه چان شده برادر یکی از پلیساست (همون پلیسی که داشت به جه چان دلداری میداد)

جه چان وقتی میفهمه برادر همون پلیسه باعث مرگ باباش شده عصبانی میشه درحالی که گریه میکنه بهش میگه مگه تو نگفتی در آینده کاری که کردم رو برای پدرم جبران کنم حالا کو بابام ؟ دیگه نه بابایی هست و نه آینده ای … اون مرده هم بیچاره همش عذرخواهی میکنه از اینکه برادرش این کارو کرده … (حالا ادامه ماجرای گذشته رو بعدا نشون میده)

 

جه چان منتظر هونگ جوئه که بیاد که برن سر کار اما هونگ جو داره از زیر در کشیک میده که جه چان بره بعد خودش بره اما جه چان هم بیخیال نمیشه تا اینکه مامان هونگ جو میاد لو میده که هونگ جو خونه اس و هنوز نرفته

یادتون باشه توی قسمت قبل گفتم که یه پسری رفته بود کابل اینترنت خونه این دختره که قهرمان تیراندازی با کمانه رو درست کنه .

حالا دختره جسدش روی زمین پیدا شده در حالی که ردی از خون روی زمین به شکل هندسی دراومده همین باعث میشه که پلیس احتمال قتل بده و از طرفی هم توی دوربین مداربسته نشون میده که تنها کسی که توی اون ساعات رفته خونه دختره همون پسریه که رفته بوده برای تعمیرات کابل

اسم اون پسره هاک یونگه و حالا تحت تعقیب پلیسه چون فکر میکنن اون قاتل این دختره باشه

خبر این قتل رو از تلویزیون نشون میده و ووتاک یه طور عجیبی به تلویزیون نگاه میکنه انگاری که اون یارو هاک یونگ رو میشناسه بعد هونگ جو ازش میپرسه که این یارو رو میشناسی اونم انکار میکنه و میگه نه نمیشناسم

.

ووتاک هم دیگه بعد از چند روز میخواد بره خونش و هونگ جو و جه چان همراهیش میکنن و هونگ جو هم غذاهایی که مامانش داده رو توی یخچال ووتاک جاسازی میکنه و وقتی دیگه میخوان برن ووتاک به هونگ جو ازش بابت کمکایی که بهش کرده تشکر می کنه میگه دیگه هم به خاطر اتفاقی که افتاد گریه نکن و خودتو ناراحت نکن چون دیگه برام کامل هر دو تون جبرانش کردین . نگو این توی خوابش گریه کردن هونگ جو رو دیده بوده و دلیل اینکه این همه دستور میداد و کمک میخواست این بود که دیگه هونگ جو احساس دِین نکنه و ناراحت نباشه وگرنه شخصیت پر رو و دستوربده ای نداره.

نصفه شب که میشه دوباره هونگ جو خواب میبینه و بلند میشه و زنگ میزنه به ووتاک و میگه مطمئنی این پسره که تحت تعقیبه رو نمیشناسی اونم میگه نه نمیشناسم بعد هونگ جو ادامه میده و میگه آخه من خواب دیدم که هاک یونگ اومده خونه ات و داره تهدیدت میکنه ….

ووتاک هونگ جو رو دست به سر میکنه و میگه نگران نباش اما تا گوشی رو قطع میکنه میبینه واقعا اون پسره هاک یونگ اومده توی خونه اش

 

بعد معلوم میشه که ووتاک اینو میشناسه و تا همین یکسال پیش هم باهاش هم خونه بوده

خلاصه هاک یونگ به ووتاک میگه من دختره رو نکشتم و اینا ووتاک هم میگه اگه واقعا بیگناهی دلیلی نداره فرار کنی خب خودتو به پلیس معرفی کن تا تحقیقات کنن اونا عصبانی میشه و میگه تو باید حرف منو باور کنی … اگه من برم زندان و تو نتونی بیگناهیمو ثابت کنی منم راز تو رو به همه پلیسا میگم (معلوم نیست ووتاک چه رازی داره که این ازش باخبره و داره تهدیدش میکنه)

ووتاک هم میره از توی کشوی میزش استعفا نامه اش رو میاره و میگه بیا بریم تو خودتو معرفی کن منم استعفا میدم

هاک یونگ هم عصبانی میشه و میگه من منظورم ایسن نبود من فقط میخوام تو حرفمو باور کنی همه میگن من کشتمش اما من فقط رفتم کابل خونه اش رو درست کنم … همین

 

هونگ جو هم که نگران شده از خوابی که دیده الان توی مسیر خونه ووتاکه درحالی که الان هاک یونگ توی خونه ووتاکه

 

 

پایان خلاصه قسمت چهاردهم سریال وقتی تو خواب بودی

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “خلاصه قسمت چهاردهم سریال وقتی تو خواب بودی”

Code Center