خلاصه قسمت هیجدهم سریال وقتی تو خواب بودی

مجموعه: خلاصه سریال تعداد بازدید: 46
خلاصه قسمت هیجدهم سریال وقتی تو خواب بودی

خلاصه قسمت هیجدهم سریال وقتی تو خواب بودی

پیام ثابت :

سلام عرض می کنم خدمت دوستان عزیزم

سارا هستم . تصمیم گرفتیم بخش جدیدی رو به سایت تو زیبایی اضافه کنیم اونم بخش داستان و سریال هست که مطمئنم ازش خوشتون میاد

در این بخش از سایت داستان رمان ها و خلاصه سریال ها و فیلم ها به صورت ادامه دار منتشر میشه

برای مشاهده این بخش می تونید به بخش داستان و سریال مراجعه کنید:

موضوع سریال وقتی تو خواب بودی : با بازی بائه سوزی و لی جونگ سوک

این سریال در مورد دختریه که حوادث آینده رو توی خوابش می بینه و مدام میخواد جلوی وقوع اون رو بگیره از طرفی هم پسر نقش اول فیلم هم دادستانه و تازه به همسایگی دختره اسباب کشی کرده دختره سعی میکنه با کمک این آقا جلوی اتفاقاتی که قراره رخ بده رو بگیره اما ….


خلاصه قسمت هیجدهم سریال وقتی تو خواب بودی

همونطور که میدونید یکی از دلایلی که اینا نمیتونن بگن قاتل واقعا کیه اینه که علت رسم اشکال هندسی با خون رو نمیتونن بفهمن و نمیتونن حدس بزنن که دقیقا چرا دختره کشته شده

وقتی هونگ جو چشمش به عکسی میخوره که یکی از کارمندا فرستاده بود جا میخوره و پی به یک احتمال میبره … اونم احتمال اینکه دختره کشته نشده باشه و جارو برقی اتوماتیک از روی خون رد شده و اشکال هندسی از خودش به جا گذاشته

جه چان با خدمتکار دختره بازجویی میکنه و خدمتکاره خیلی از دختره تعریف می کنه و میگه که آدم مهربونی بود و آزاری به کسی نداشت و خیلی هم آدم تمیزی بود و همه جارو تمیز نگه میداشت و حتی یه جارو برقی اتوماتیک هم داشت که همه جا رو تمیز می کرد … تا اینو میگه جه چان یهو جا میخوره و اونم همین به ذهنش خطور می کنه و میگه اگه فرض رو بر این بزاریم که اشکال هندسی کار جارو برقی بوده تکه های پازل درست از آب در میاد اما پلیس میگه که وقتی خونه رو گشته جارو برقی اونجا نبوده بعد جه چان اینا احتمال میدن که شاید در بالکن باز بوده افتاده پایین

خلاصه برای تحقیقات میرن از نگهبان ساختمون خونه دختره میپرسن و اونم تایید میکنه که چند وقت پیش یه جارو برقی توی سطل آشغال دیده اما الان کجاست ؟ رفته توی انبوهی از آشغالا برای بازیافت !!!!

جه چانم میبینه چاره ای نیست برای اینکه بتونن به عنوان مدرک استفاده کنن مجبورن برن هر طور شده جاروبرقی اتوماتیک رو پیدا کنن به خاطر همین شبونه میرن اونجا تا آشغالا رو بگردن که یهو میبینن هونگ جو و همکارش و ووتاک اینا هم اونجان و قبل از جه چان اومدن دارن آشغالا رو میگردن

خلاصه از توی آشعالا هر چی جاروبرقی اتوماتیک قرمز رنگ پیدا می کنن میبرن برای آزمایش تا ببینن روی کدومش ممکنه اثر خون اون دختره باشه

تا اینکه بالاخره پیدا میشه و آزمایشگاه میگه خون روی جارو برقی مطابقت داره با خون دختره

خلاصه دیگه راز این پرونده معلوم میشه که دختره کشته نشده و در واقع غش کرده خورده زمین و …

همه خیالشون راحت میشه و جه چانم شاد و شنگول میخواد بره گزارش بده که یهو همکارش میگه تو نباید بری این گزارشو بدی تو باید هاک یونگ رو محکوم کنی حتی اگه بی گناه باشه !!!

جه چانم میگه یعنی که چی برای چی؟

همکارش هم میگه خیال کردی تو بری حقیقت رو بگی رسانه ها حقیقت رو به مردم میگن ؟ اونا همچنان دادستانی رو محکوم میکنن چون نمیخوان حرف خودشونو عوض کنن … و در این صورت مردم به تو بدبین میشن و از این به بعد هر پرونده دیگه ای هم دست تو بیوفته زیر سوال میبرن

رسانه ها که نمیان روی حرف قبلیشون حرف بزنن و بگن ما اشتباه کردیم فلانی قاتل نبود….

جه چانم میگه یعنی که چی واسه چی نفوس بد میزنی ؟

اما در واقع همینطوره و خبرگزاری که هونگ جو توش کار میکنه جلسه میزارن و میگن که ما چون به مردم گفتیم هاک یونگ قاتل حالا نمیتونیم حرفمونو عوض کنیم و حقیقت رو بگیم واسمون بد میشه

هونگ جو هم میگه یعنی که چی نمیتونید اینکارو بکنید و ….

 

 

جه چان حسابی مستاصل میشه و نمیدونه باید چی کار کنه ؟ آیا باید حقیقت رو گزارش کنه و خودش رو به دردسر بندازه یا پنهانش کنه و یارو رو متهم کنه؟

جه چان همینطور فکرش مشغوله که یهو یاد دوره نوجوونیش میوفته که وقتی اون یارو پلیسه رو از خطر خودکشی نجات دادن هونگ جو یه یادداشت میزاره و میره و دیگه از اون به بعد جه چان اونو نمیبینه اما متن یادداشت رو همیشه یادش مونده و الان که توی موقعیت سختی قرار گرفته دوباره یاد اون یادداشت میوفته

هونگ جو توی اون نوشته بود : پدرم همیشه میگفت خشم باعث میشه کار درست هم سخت به نظر برسه نجات دادن جون یه نفر کار درستیه اما اون موقع چون من عصبانی بودم نتونستم صبور باشم ازت ممنونم اگه به خاطر تو نبود یه عمر افسوس میخوردم … (یعنی ممنون که نذاشتی عصبانیتم جلوی نجات اون مرد رو بگیره و نجاتش دادم و گرنه یه عمر پشیمون می شدم)

 

 

این جمله خشم باعث میشه کار درست هم سخت به نظر برسه خیلی روش تاثیر میزاره

 

وقتی همکارش میاد از جه چان میپرسه که آخر چی کار میکنی هاک یونگ رو محکوم میکنی؟

جه چان میگه نه اون جرمی مرتکب نشده که بخواد محکوم بشه کار درست اینه که من حقیقت رو گزارش کنم و همونطور که من اینطوری ام شاید میون خبر نگارا هم دو ستا آدم خوب پیدا بشن که حقیقت رو بنویسن

واقعا هم همینطور میشه توی جلسه هونگ جو و همکارش با نظر سر تیم مخالفت میکنن و میگن نباید حقیقت رو کتمان کنیم وگرنه اگه رسانه بخواد به خاطر خودش دروغ بگه مردم دیگه به ما اعتماد نمیکنن …

آخر مجبور میشن حقایق رو منتشر کنن و از طرفی هم هونگ جو برای اینکه وجهه هاک یونگ رو رسانه ها خراب کرده بودن و براش دردسر ایجاد شده بود میره باهاش یه مصاحبه ترتیب میده تا وجه اش رو برگردونن و به مردم بفهمونن که اشتباه می کردن و این آدم قاتل نیست.

اما در این بین یو بوم که هنوز از موضع خودش کوتاه نیومده به پدر دختره (همون که فوت شده) میگه که دادستان پرونده با دوست قاتل آشناییت داره و منظورش اینه که اینا الکی صحنه سازی کردن هاک یونگ رو تبرئه کنن و پدر دختره رو در واقع پر میکنه از حرفای نا مربوط ….

 

هونگ جو نتیجه پرونده رو توی تلویزیون گزارش میکنه و جه چانم داره تماشا میکنه ناگهان میون گزارش هونگ جو این جمله رو به کار میبره : خشم باعث میشه کار درست هم سخت به نظر برسه ….

جه چان تا این جمله رو میشنوه جا میخوره و یاد گذشته میوفته و میبینه درسته تمام مشخصات هونگ جو با بچه ای که سالها پیش دیده بود جور در میاد و فقط اون موقع چون موهای هونگ جو کوتاه بود نمیدونست که اون دختره و خلاصه جه چان میفهمه که بچه ای که دیده بوده و نجاتش داده بود همون هونگ جوئه که الان میشناسش

جه چان برای اینکه مطمئن بشه میره سراغ مامان هونگ جو و میبینه بله حدسش درسته و اون هونگ جو بوده و جه چان حسابی خوشحال میشه که تونسته اون بچه رو پیدا کنه و شاید خوشحال از اینکه هونگ جو همون دوست قدیمیشه

 

جه چان میخواد بره دیدن هونگ جو و میره براش یه انگشتر بخره و خانم فروشنده ازش سایز میخواد و جه چان یادش به اون سیمه میوفته که هونگ جو پیچید دور انگشتش بعد میفهمه که هونگ جو اینو توی خوابش دیده بوده به خاطر همین سایز انگشتش رو داده بهش خخخ

جه چان میخواد این بار به عنوان دیدن دوست قدیمیش بره دیدن هونگ جو و بهش بگه که اینا همدیگه رو خیلی وقت پیش دیده بودن به همین خاطر اس ام اس میده به هونگ جو که میتونی بیای همدیگه رو ببینیم؟  هونگ جو یه ذره به خاطر خوابی که دیده استرس داره و میترسه بره جه چان رو ببینه به خاطر همین اول پیغام میده به ووتاک که ببینه هاک یونگ داره چی کار می کنه (چون فکر می کرد اون ممکنه به چان چاقو بزنه ) ووتاک هم پیغام میده که نگران نباش هاک یونگ پیش منه دیگه نمیخواد به خاطر اون خواب نگران باشی….

هونگ جو هم وقتی خیالش راحت میشه به جه چان پیغام میده که باشه کجا ببینمت؟

جه چان از اون ور خیابون هونگ جو رو میبینه و براش دست تکون میده و منتظره چراغ سبز بشه تا بیاد این ور و هونگ جو هم منتظره اما یهو یه ماشین جلوی جه چان وایمیسته و به طرف جه چان شلیک میکنه

هونگ جو تا به خودش میاد میبینه جه چان تیر خورده و غرق در خون شده در واقع این بار خوابش واقعی میشه و فقط مدلش عوض میشه یعنی به جای چاقو تیر میخوره….

هونگ جو میره به سمت جه چان و با گریه و زاری داد میزنه آمبولانس خبر کنید ….

 

 

پایان خلاصه قسمت هیجدهم سریال وقتی تو خواب بودی

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “خلاصه قسمت هیجدهم سریال وقتی تو خواب بودی”

Code Center