جدیدترین مطالب امروز

خلاصه قسمت نوزدهم سریال وقتی تو خواب بودی

مجموعه: خلاصه سریال تعداد بازدید: 76
خلاصه قسمت نوزدهم سریال وقتی تو خواب بودی

خلاصه قسمت نوزدهم سریال وقتی تو خواب بودی

پیام ثابت :

سلام عرض می کنم خدمت دوستان عزیزم

سارا هستم . تصمیم گرفتیم بخش جدیدی رو به سایت تو زیبایی اضافه کنیم اونم بخش داستان و سریال هست که مطمئنم ازش خوشتون میاد

در این بخش از سایت داستان رمان ها و خلاصه سریال ها و فیلم ها به صورت ادامه دار منتشر میشه

برای مشاهده این بخش می تونید به بخش داستان و سریال مراجعه کنید:

موضوع سریال وقتی تو خواب بودی : با بازی بائه سوزی و لی جونگ سوک

این سریال در مورد دختریه که حوادث آینده رو توی خوابش می بینه و مدام میخواد جلوی وقوع اون رو بگیره از طرفی هم پسر نقش اول فیلم هم دادستانه و تازه به همسایگی دختره اسباب کشی کرده دختره سعی میکنه با کمک این آقا جلوی اتفاقاتی که قراره رخ بده رو بگیره اما ….


خلاصه قسمت نوزدهم سریال وقتی تو خواب بودی

همونطور که در قسمت قبل دیدین آخر خواب هونگ جو واقعی میشه و فقط مدلش عوض میشه یعنی به جای اینکه جه چان چاقو بخوره بهش تیراندازی میشه و گلوله به پهلوش میخوره منتها شخص ضارب کسی نیست جز پدر دختری که مرده بود

از اونجایی که یوبوم به بابای دختره گفته بود دادستان با دوست متهم آشناییت داره و ممکنه الکی تبرئه اش کرده باشن حالا باباهه که خودش هم مریض احواله و میدونه زیاد زنده نمیمونه میخواد انتقام خون دخترش رو بگیره و میره به جه چان شلیک میکنه و بعدش هم میره سراغ ووتاک و هاک یونگ و میخواد اونا رو هم با ماشین زیر بگیره که موفق نمیشه و پلیس میرسه و جلوش رو میگیره اما یارو خودش بیهوش میشه

 

 

جه چان رو میرسونن بیمارستان اما قلبش یهو وایمیسته و بهش شوک میزنن و هونگ جو هم در حالی که گریه می کنه از پشت شیشه اورژانس میبینه و بی قراری میکنه تا اینکه بالاخره موفق میشن و قلبش دوباره به کار میوفته و میبرنش اتاق عمل

 

پشت در اتاق عمل هم داداشش و هونگ جو و ووتاک هستن و همشون نگرانن و یچاره داداشش که دیگه تنها کسی که داره جه چانه خیلی مظطربه و هونگ جو دلداریش میده اما خودش داغونه

مامان هونگ جو خودشو میرسونه بیمارستان و هونگ جو بغل مامانش زار زار گریه می کنه و میگه همش تقصیر منه من نتونستم جلوی وقوع خوابمو بگیرم اگه مثل بابا بشه چی ؟ اگه جه چان طوریش بشه چی کار کنم؟

مامانش دلداریش میده اما هونگ جو به شدت گریه میکنه تا اینکه ووتاک میاد و بهش میگه جه چان حالش خوبه و جراحی تموم شده هونگ جو خیالش راحت میشه اما بالافاصله از هوش میره و ووتاک بلندش میکنه و میبرش داخل

خلاصه هونگ جو مریض میشه و تو بستر بیماریه که مامانش ناراحت میشه که چرا دخترش دقیقا داره مثل زمانی که باباش کشته شد بیقراری می کنه و خودشو مقصر دونسته

هونگ جو به هوش میاد و میخواد بره پیش جه چان اما مامانش میگه اون الان توی آسی یوئه نمیتونی بری ملاقات

بعد مامانش جعبه حلقه رو میده بهش و میگه گویا جه چان میخواسته اینو بهت بده که این اتفاق افتاده

هونگ جو وقتی درش رو باز میکنه علاوه بر حلقه همون یادداشت خودش رو میبینه که مدت ها پیش برای جه چان نوشته بود

فکر کنم دیگه اونجا میفهمه که جه چان همون پسریه که مدت ها پیش دیده بودش و بابا هاشون توسط یک سرباز کشته شدن

توی آی سی یو هم جه چان حالت خواب و بیداره و نمیدونه داره خواب میبینه یا واقعیه اما به هونگ جو میگه که پس تو بودی همون دختری که سالها پیش ….

همزمان رییس و بقیه همکارای جه چان اومدن ملاقاتش و میبینن جه چان داره هزیون میگه و فکر می کنه آقای رییس ، خانم هونگ جوئه خخخخخ

این پسر بچه که میبینید – سمت چپ –  این پسر یکی از همکارای جه چانه همون خانم دادستان این پسر بچه هم توی همون بیمارستان جه چان بستریه و مثل مامانش خیلی از حقوق و قانون سر در میاره و مدام به بیمارای دیگه نصیحت های حقوقی می کنه

از اونجایی که جه چان تیر خورده حالا دادستانا دارن در مورد علت این کار تخقیق می کنن و البته یو بوم هم به عنوان وکیل بابای اون دختره دارهجویی میشه اما خیلی زیرکه و از اونجایی که خودش هم این کاره بوده خوب از زیر سوال جواب ها در میره اما یه جاهایی هم تابلو میشه که به خاطر حرفای این آقاست که بابای اون دختره میره دنبال انتقام از دادستان جه چان

وو تاک با اینکه از خودش هم دارن بازجویی میکنن چون اونم شاهد حمله بابای دختره به خودش و هاک یونگ بود اما ووتاک خودش خیلی مهارت بالایی داره و اون با حرفای منطقی که میزنه باعث تابلو شدن یو بوم میشه

یو بوم خیلی سعی داره همکار جه چان رو به سمت خودش بکشونه و بهش پیشنهاد کار توی دفتر وکالتش رو میده اما آقاهه قبول نمیکنه چون یه جورایی به ذات کثیف یو بوم پی برده

هونگ جو قبل از اینکه به دیدن جه چان بره از پشت پرده حرفای همکار جه چان رو میشنوه و میفهمه که همون بابای دختره به جه چان حمله کرده و … و یادش به خاطرات گذشته خودش و جه چان میوفته و خودشو نشون جه چان نمیده و میره توی سالن بیمارستان مدام قدم میزنه و فکر می کنه … به خاطر اینکه به خاطر دلایلی دلش نمیخواد بروز بده که گذشته رو یادش میاد و فهمیده که این همون پسریه که قبلا دیده بوده و دلش میخواد تظاهر کنه که چیزی یادش نیست و نمیدونه…البته دلایلی داره برای خودش

 

“ووتاک میاد و هونگ جو رو میبینه  که حسابی سرگردونه و تو فکره و مدام از پله ها بالا پایین میره …

وقتی میره پیشش هونگ جو ازش میپرسه که مگه نمیگن هر چقدر کمتر بدونی خوشبخت تری به نظرت اگه برای منم یه همچین چیزی پیش اومده باشه باید خودمو به ندونستن بزنم ؟

وو تاک هم میگه اگه میتونی تا آخر حفظش کنی عیب نداره خودتو به ندنستن بزن و وانمود کن نمیدونی

هونگ جو هم از اینکه ووتاک بهش تو تصمیم گیری میکنه خوشحال میشه و تصمیم میگیره بره بالا برای ملاقات جه چان

اما قبل از اینکه برسه حلقه ای که جه چان براش گرفته بود رو از دستش در میاره و میندازه توی کیفش !!!!

پایان خلاصه قسمت نوزدهم سریال وقتی تو خواب بودی

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “خلاصه قسمت نوزدهم سریال وقتی تو خواب بودی”

Code Center