خلاصه قسمت بیست و سوم سریال وقتی تو خواب بودی

مجموعه: خلاصه سریال تعداد بازدید: 67
خلاصه قسمت بیست و سوم سریال وقتی تو خواب بودی

خلاصه قسمت بیست و سوم سریال وقتی تو خواب بودی

پیام ثابت :

سلام عرض می کنم خدمت دوستان عزیزم

سارا هستم . تصمیم گرفتیم بخش جدیدی رو به سایت تو زیبایی اضافه کنیم اونم بخش داستان و سریال هست که مطمئنم ازش خوشتون میاد

در این بخش از سایت داستان رمان ها و خلاصه سریال ها و فیلم ها به صورت ادامه دار منتشر میشه

برای مشاهده این بخش می تونید به بخش داستان و سریال مراجعه کنید:

موضوع سریال وقتی تو خواب بودی : با بازی بائه سوزی و لی جونگ سوک

این سریال در مورد دختریه که حوادث آینده رو توی خوابش می بینه و مدام میخواد جلوی وقوع اون رو بگیره از طرفی هم پسر نقش اول فیلم هم دادستانه و تازه به همسایگی دختره اسباب کشی کرده دختره سعی میکنه با کمک این آقا جلوی اتفاقاتی که قراره رخ بده رو بگیره اما ….


خلاصه قسمت بیست و سوم سریال وقتی تو خواب بودی

 

 

خب رسیدیم به اونجایی که جه چان تصمیم میگیره عمل کالبدشکافی رو همزمان با عمل پیوند انجام بدن و البته این کار هم دردسرهای خودشو داره و حالا که جه چان این تصمیم پرخطر رو گرفته حالا همش نگرانه و داره به خودش بد و بی راه میگه که آخه چرا همچین کاریو کردم حالا چی کار کنم

 

هونگ جو هم در همین حین پیداش میشه و میاد بهش دلداری میده و الکی بهش میگه من خواب دیدم دادگاه به خوبی برگزار میشه و تو مظنون رو محکوم میکنی نگران نباش جه چانم بیچاره دروغ هونگ جو رو باور می کنه و خوشحال میشه و میره سر کارش …

پسره که مرگ مغزی شده بود رو میبرن توی اتاق عمل و باباش بیچاره خیلی ناراحته و به جه چان میگه پسرم آرزوش این بود که نویسنده بشه من نمیتونم کسی رو مانع آرزوی پسرم شد رو ببخشم … جه چانم بهش دلداری میده و میگه نگران نباشید من محکومش میکنم

ووتاک هم هونگ جو رو میبینه و میرسونتش و هونگ جو به اون مبگه که دروغی گفته خواب دیده و میترسه جه چان زیادی باور کنه و حرکت عجولانه ای کنه

این استاده پررو هم متهم شناخته میشه و میبرنش زندان تا روز دادگاه و با گستاخی تموم هم به اون پسره بیچاره بد و بیراه میگه و به یوبوم میگه اگه به خاطر اون نبود من این همه دردسر نمیکشیدم یوبوم هم خیلی رک بهش میگه فکر نمیکنی اینا حقته و تو به خاطر کشتن اون خودت مقصری؟

روز دادگاه میرسه و یوبوم دوباره نهایت تلاشش رو برای دفاع از موکلش میکنه و توی دادگاه میگه موکل من فقط باهاش درگیر شده و قصد کشتنش رو نداشته و متهم خودش مست بوده رفته به در آسانسور لگد زده و خودشو پرت کرده پایین!!!!!

دادگاه هم از جه چان شاهد میخواد تا رای به قتل عمد بده اما شاهد همونطور که میدونید یه بچه ۴ ساله است که خیلی هم میترسه و نمیتونه حرف بزنه و جه چان مونده چی کار کنه تا اینکه ووتاک بهش میگه من این بچه رو دیدم اگه باهاش بچه گونه حرف بزنی و قضیه رو ربط بدی به بابانوئل حرف میزنه چون از بابانوئل خوشش میاد … جه چانم میگه عمرا اگه من بچه گونه حرف بزنم وسط دادگاه … ضایع است و من بلد نیستم و از این حرفا کلا معلومه نمیخواد پرستیژ کاریش بیاد پایین البته داداشش هم ضایع اش میکنه و میگه نه خیر هم خوب هم بلده اینجوری حرف بزنه و میاد اداشو در میاره که جه چان نیشگونش میگیره که یعنی ساکت شو!

 

راستی اینا همشون داشتن توی خونه هونگ جو اینا جوانه گندم پاک میکردن که بعد وقتی تموم میشه جه چان همه رو تحویل مامان هونگ جو داد و مامان (یا مادر) صداش زد اما مامانه هونگ جو گفت مامان چیه مثل همیشه صدام کن !!!(یعنی آجوما به معنی خانم)

جه چان هم دوباره جا خورد و اونم علت این تغییر رفتار رو نمیدونه

هونگ جو میره توی اتاق مامانش جعبه خیاطی رو برداره که یهو میبینه کنار جعبه خیاطی حلقه ای که گم کرده اونجاست!!! و میفهمه مامانه از قصد حلقه رو قایم کرده

وقتی آقایون میرن سر کاراشون هونگ جو به مامانش میگه این چیه واسه چی پنهانش کردی ؟ همون موقع جه چان یادش میوفته گوشیش رو خونه هونگ جو اینا جا گذاشته و برمیگرده داخل و یهو صدای هونگ جو و مامانش رو میشنوه ….

مامان هونگ جو میگه من هر وقت جه چانو میبینم یاد خاطره تلخ مرگ بابات میوفتم تو خودت هم با دیدن جه چان مدام داری خودتو سرزنش میکنی همش فکر می کنی مرگ بابت تقصیر توئه و هر اتفاقی هم که برای جه چان میوفته مدام خودتو سرزنش می کنی که چرانتونستی جلوی وقوعش رو بگیری و آخر به خودت آسیب میزنی من دلم نمیخواد اینطوری بشه و … اما هونگ جو اشک از چشماش جاری میشه و میگه نه اینطوری نیست من باهاش مشکلی ندارم اون باعث خوشحالی من میشه خواهش میکنم تو هم مثل دوسش داشته باش و بهش محبت کن

جه چانم همه اینا رو میشنوه و میفهمه که دلیل رفتارای مامان هونگ جو چی بوده

و آخر سر از خودش سر و صدا راه میندازه و درو میبنده و بلند میگه که گوشیم اینجا جانمونده ؟ هونگ جو هم میبره گوشی رو بهش بده

 

جه چانم مشخصه هم داره به این قضایا فکر می کنه و هم ماجرای دادگاه

توی دادگاه جه چان از بچه هه سوال میکنه اما بچه هه حرف نمیزنه و مدام به مامانش میچسبه و همکاری نمیکنه بعد یو بوم میره باهاش صحبت کنه و فقط ازش میپرسه امروز با چه اتوبوسی رفتی مهد کودک و بچه هم جواب غلط میده و یوبوم هم همونو بهونه میکنه و به دادگاه میگه ببینید این بچه است به راحتی هم دروغ میگه !! خلاصه بچه هه رو متهم به دروغ گویی میکنه که بگه شهادت یه بچه به درد نمیخوره

بعد قاضی به جه چان میگه شما دیگه سوالی از شاهد ندارید ؟ جه چانم که میبینه داره قضیه بغرنج میشه بلند میشه و میگه من میخوام باهاش حرف بزنم اما مجبورم به زبون غیر رسمی دادگاه باهاش صحبت کنم قاضی هم میگه اشکال نداره بفرمایید …

جه چانم بلند میشه و با بچه هه به زبون بچه گونه حرف میزنه و میگه من دوست بابانوئلم و این هم لباسیه که دوستای بابانوئل میپوشن بچه هه هم یهو نظرش جلب میشه و میگه واقعا ؟ جه چانم میگه آره و فلان و غیره خلاصه همینطوری به شکل آروم آروم از بچه هه میپرسه که چی دیده و چی شنیده و بچه هه هم دقیقا تموم وقایع رو میگه و جه چانم برای اینکه ثابت کنه که این بچه داره راست میگه توی دادگاه یه صدای ضبط شده که توسط پسره مقتول ضبط شده بود رو پخش میکنه و حرفای بچه دقیقا مطابق حرفای توی اون فایل صوتیه خلاصه دادگاه تموم میشه و باید بازم دادگاه تشکیل بشه تا نتیجه مشخص بشه چون هنوز نتایج کالبد شکافی رو بررسی نکردن

یوبوم هم جه چانو مسخره میکنه و میگه این جنگولک بازی ها چیه از خودت درآوردی ؟

جه چانم بهش میگه پ نَ پ مجرم داره جلوی چشمم از زیر بار محکومیت در میره اونوقت من هیچ کاری نکنم این که چیزی نیست بدتر از اینم باشه انجام میدم  یوبوم هم که نمیخواد کنار بیاد میگه پس بچرخ تا بچرخیم

 

 

پایان خلاصه قسمت بیست و سوم سریال وقتی تو خواب بودی

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “خلاصه قسمت بیست و سوم سریال وقتی تو خواب بودی”

Code Center