جدیدترین مطالب امروز

خلاصه قسمت پنجم سریال وقتی تو خواب بودی

مجموعه: خلاصه سریال تعداد بازدید: 121
خلاصه قسمت پنجم سریال وقتی تو خواب بودی

خلاصه قسمت پنجم سریال وقتی تو خواب بودی

پیام ثابت :

سلام عرض می کنم خدمت دوستان عزیزم

سارا هستم . تصمیم گرفتیم بخش جدیدی رو به سایت تو زیبایی اضافه کنیم اونم بخش داستان و سریال هست که مطمئنم ازش خوشتون میاد

در این بخش از سایت داستان رمان ها و خلاصه سریال ها و فیلم ها به صورت ادامه دار منتشر میشه

برای مشاهده این بخش می تونید به بخش داستان و سریال مراجعه کنید:

موضوع سریال وقتی تو خواب بودی : با بازی بائه سوزی و لی جونگ سوک

این سریال در مورد دختریه که حوادث آینده رو توی خوابش می بینه و مدام میخواد جلوی وقوع اون رو بگیره از طرفی هم پسر نقش اول فیلم هم دادستانه و تازه به همسایگی دختره اسباب کشی کرده دختره سعی میکنه با کمک این آقا جلوی اتفاقاتی که قراره رخ بده رو بگیره اما ….


خلاصه قسمت پنجم سریال وقتی تو خواب بودی

اگه یادتون باشه براتون تا اون جایی گفتم که جه چان این بار خواب میبینه که برادرشو به عنوان قاتل دارن می برند و ….

دختره داره یه ماده عجیب غریب میخره که مشکوک میزنه که یهو سونگ ون (داداش جه چان) میرسه

از طرفی هم جه چان و هونگ جو فکراشونو روی هم میریزن تا ببینن قضیه چی ممکنه باشه چون هر چی هست مال همین امشبه چون لباسی که پوشیدن با خوابشون یکیه

بعد جه چان یادش میوفته که داداشش یه دوست داره که پیانیسته و دوزاریش میوفته که این همون دخترس و راه میوفتن به سمت خونه اونا….

مامان دختره بهش زنگ میزنه و میگه امشب برو خونه فلانی و نیا خونه دختره هم شک میکنه و میفهمه حتما خونه خبریه که مامانش میگه نیا خونه (با توجه به سوابق دعوای خانوادگی که داشتن)

خوابی که هونگ جو و جه چان دیده بودن راجع به اینه که خونه این دختره دعواس و باباهه میخواد به مادره حمله که که پسره میره جلوشو بگیره اما باباهه با اون پسره درگیر میشه و در نهایت باباهه از پنجره پرت میشه پایین و پسره قاتل شناخته میشه و بعد اون زنگ میزنه به داداشش و میگه تقصیر توئه که من قاتل شدم چون اگه تو جلوی این پرونده رو گرفته بودی من مجبور به مداخله نمیشدم که دوستمو نجات بدم و …..

این ماجرای اون خوابه بود که حالا جه چان و هونگ جو میخوان جلوی وقوعش رو بگیرن

این پسره رو یادتون میاد ؟ این همون پسریه که جه چان توی قسمت اول جونشو نجات داد

این پسره در واقع یه پلیسه اما اینم عجیب غریب میزنه کاراش (حالا میگم براتون)

جه چان داره میره به سمت خونه دختره که همین پسر پلیسه میبینتش و میشناسدش که اون شب ماشین خودشو زد به ماشین هونگ جو تا از تصادف با این پسره جلوگیری کنه

هونگ جو میرسه به خونه دختره و اولین کاری که میکنه اینه که زنگ اضطراری آتش سوزی رو میزنه که همه اهالی توجهشون جلب بشه و بیان بیرون و همین طور هم میشه و بابای دختره که درحال خشونت و شکستن وسایله یه لحظه با شنیدن صدای زنگ خطر حواسش پرت میشه

و جه چان هم داداشش رو پیدا میکنه و سریع از اونجا دورش میکنه و باهاش حسابی دعوا میکنه که تو چرا اینجا اومدی مگه بهت نگفته بودم بری خونه … حتما دلیلی داشته که بهت گفتم ….. داداشش هم که ناراحت شده میگه تو منو خجالت زده میکنی و فلان و فلان

 

اما خب همه چی به خیر میگذره و هونگ جو هم دختره و مامانشو نجات میده و برای اینکه فعلا از دست پدره در امان باشن میبرتشون خونه خودش و سر راه هم همون پسر پلیسه میبنتشون و چون دیر وقت بود و ماشین گیر نمیومد میرسونتشون خونه

 

جه چان هم یادی از بچگیاش میکنه که  سر همون قضیه موتور مامانش از دستش عصبانی بود و باباش جلوشو میگرفت و همون روز باباش میگه تقصیر از منه تو تقصیری نداری … همش به خاطر بی کفایتی خود منه که تو درس نمیخونی من انتظار زیادی ازت داشتم چون خودم هیچی نداشتم میخواستم تو یه کسی بشی واسه خودت و …. همه این حرفا جه چان رو متحول میکنه و گریه میکنه و تصمیم بزرگی توی زندگیش میگیره که حالا میگم براتون

 

صبح فردای اون روز که به خیر گذشت جه چان کلی تلاش میکنه تا برای داداشش صبحونه درست کنه و بده بخوره تا بلکه یکم دلخوریا رو از دلش دربیاره ….اما داداششه محل نمیده و با غر غر میزاره میره مدرسه اما بیچاره جه چان توی همین پروسه صبحونه درست کردن هم دستشو میبره هم صورتشو با روغن داغ میسوزه

از طرفی دختره هم یه دختر مغرور به تمام معناست با هونگ جو نمیسازه و مدام با هم دعوا مرافه دارن

جه چانم که دستش و صورتش به خاطر آشپزی کردن زخم شده میره داروخونه و چسب زخم و غیره میگیره که خودشو دوا درمون کنه . بعد وقتی میاد بیرون یهو هونگ جو رو میبینه

هونگ جو تا چشمش میوفته به زخم های جه چان یهو بدون اینکه حرفی بزنه غیبش میزنه و جه چان میمونه که این دیگه کجا رفت ؟

حالا توی قسمت بعد میفهمید کجا رفته بوده (سعی میکنم زودتر بقیه اش رو هم براتون بنویسم)

پایان خلاصه قسمت پنجم سریال وقتی تو خواب بودی

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “خلاصه قسمت پنجم سریال وقتی تو خواب بودی”

Code Center