جدیدترین مطالب امروز

خلاصه قسمت سیزدهم سریال وقتی تو خواب بودی

مجموعه: خلاصه سریال تعداد بازدید: 71
خلاصه قسمت سیزدهم سریال وقتی تو خواب بودی

خلاصه قسمت سیزدهم سریال وقتی تو خواب بودی

پیام ثابت :

سلام عرض می کنم خدمت دوستان عزیزم

سارا هستم . تصمیم گرفتیم بخش جدیدی رو به سایت تو زیبایی اضافه کنیم اونم بخش داستان و سریال هست که مطمئنم ازش خوشتون میاد

در این بخش از سایت داستان رمان ها و خلاصه سریال ها و فیلم ها به صورت ادامه دار منتشر میشه

برای مشاهده این بخش می تونید به بخش داستان و سریال مراجعه کنید:

موضوع سریال وقتی تو خواب بودی : با بازی بائه سوزی و لی جونگ سوک

این سریال در مورد دختریه که حوادث آینده رو توی خوابش می بینه و مدام میخواد جلوی وقوع اون رو بگیره از طرفی هم پسر نقش اول فیلم هم دادستانه و تازه به همسایگی دختره اسباب کشی کرده دختره سعی میکنه با کمک این آقا جلوی اتفاقاتی که قراره رخ بده رو بگیره اما ….


خلاصه قسمت سیزدهم سریال وقتی تو خواب بودی

همونطور که در قسمت قبل دیدین ووتاک زخمی میشه و بعد جه چان میرسه و ضمن خبر کردن نیروهای پلیس و آمببولانس و … مستقیم میره بالا پشت بوم جایی که که هونگ جو رو خواب دیده بود میره و اونجا با داهه درگیر میشه داهه کوتاه نمیاد و نمیخواد تسلیم بشه و حسابی جه چان رو میزنه و نزدیکه که خفه اش کنه که یهو هونگ جو کفشش رو پرت میکنه به سمت سر داهه و همکارای جه چان هم میرسن و داهه رو دستگیر میکنن

هونگ جو هم که حسابی ترسیده میزنه زیر گریه .

اما بعد معلوم میشه که جه چان به خاطر خوابی که دیده بوده از ووتاک خواسته بوده که هونگ جو رو اون روز تنها نزاره و مواظبش باشه و در واقع جه چان با خوابی که میبینه جلوی اتفاقات بعدی رو میگیره

ووتاک هم خوشبختانهنجات پیدا میکنه و به هوش میاد و میبینه جه چان و هونگ جو بالای سرش هستن

حالا دیگه هر دوشون خودشونو ممنون فداکاری ووتاک میدونن و همش بهش کمک میکنن.

داهه رو میبرن بازداشتگاه و اونجا همش میگه من نجات پیدا میکنم همونطور که دفعه پیش تونستم قسر در برم ایندفعه هم همینطور میشه و بعد مدام به مسئولین زندان میگه بگید وکیلم لی یو بوم بیاد پیشم اما کسی محل نمیده.

بعد معلوم میشه که یو بوم خودش دیگه نمیخواد وکالت اینو قبول کنه

یو بوم به جه چان میگه این یکی پرونده دیگه شانس برد نداره و قبول نمیکنم

خلاصه اینطوری میشه که بالاخره داهه محکوم میشه

اینم عصبانیت داهه که دیگه آقای وکیل جونش هم نمیاد نجاتش بده.

یادتون میاد توی قسمت قبل جه چان خواب دیده بوده بود که خودش و هونگ جو خبر محکومیت داهه رو از تلویزیون تماشا میکنن و خیلی رمانتیک کنار هم هستن؟ حالا که ماجرا عوض میشه خواب جه چانم عوض میشه و این دفعه باید در کنار داداشش تلویزیون تماشا کنه جه چانم ناراحت میشه از اینکه این قسمت رمانتیک خوابش هم خراب شده و بیچاره بند میکنه به داداشش و میگه تقصیر توئه تو خوابمو خراب کردی

هونگ جو همینطور داره توی پارک قدم میزنه و به کاری که ووتاک کرد فکر میکنه و همش عذاب وجدان داره و ناراحته و با این فکر میکنه که به خاطر نجات جونش مدام جه چان و ووتاک به زحمت میوفتن و این دفعه هم ووتاک به خاطر نجات اون چاقو خورد…

همینجوری تو فکره و داره با خودش کلنجار میره که جه چان بهش زنگ میزنه و میگه کجایی ؟اما هونگ جو که میخواد از جه چان دور بمونه ، پشت تلفن دروغی میگه من اداره پلیسم و سرم شلوغه … اما تا به خودش میاد میبینه جه چان جلوش وایستاده با یه جعبه دستمال کاغذی

جه چان میاد جلو و میگه اینجا اداره پلیسه ؟

بعد معلوم میشه که جه چان خواب دیده بوده که هونگ جو داره تو پارک گریه میکنه و ناراحته

اولش هونگ جو انکار میکنه و میگه منو گریه ؟ اما بعد میزنه زیر گریه و تمام دستمال کاغذیا تموم میشه خخخ

جه چانم دلداریش میده .

 

جه چان یادش به دوره نوجوانی خودش میوفته که وقتی داشت گریه میکرد یکی از پلیسای زیر دست باباش میاد و دلداریش میده

وقتی دستمالا تموم میشه و هونگ جو هنوز داره اشک میریزه ایندفعه دیگه خود جه چان کراواتش رو در اختیارش میزاره خخخخ.

خب حالا می رسیم به موضوع جدید این دفعه.

این دختره که میبینید قهرمان تیراندازی با کمانه و از خانواده پولداری هم هست ویا اما خودش تو آپارتمان تنها زندگی میکنه و خدمتکار داره

و این پسره که میبینید میاد اینترنت خونه دختره رو که مدام خراب میشه رو درست میکنه (حالا بعد میگم چه اتفاقی میوفته)

وو تاک قراره مرخص بشه و جه چان و هونگ جو هم میان بیمارستان برای کمک بهش . اما تا قبل از اینکه خانم هونگ جو بیاد ووتاک داره پیش جه چان لباسش رو عوض میکنه که برن خونه

جه چانم از اینکه میبینه هیکل ورزشکاری داره خوشش میاد و ازش تعریف میکنه و ووتاک هم میگه بالاخره هر کی میره تو ارتش همنجوری میشه دیگه یعنی همه ورزشکارن دیگه …. تو همین حین که دارن صحبت میکنن یهو هونگ جو میاد تو و جه چان غیرتی میشه و میره لباس میگیره جلوی ووتاک که هونگ جو نبینه خخخخ

جه چان مدام غر میزنه به هونگ جو که واسه چی در نمیزنی میای تو؟

بعد به ووتاکم میگه … دِ زودباش بپوش دیگه اااا

 

 

ووتاک همونجا به هونگ جو میگه میشه یه چند روزی خونه شما بمونم آخه خونه خودم تنها و دکتر استراحت مطلق داده. هونگ جو هم میگه البته ممنون که اینو ازم خواستی (بیچاره همینجوریشم احساس دِین میکنه به ووتاک و میدونه که مامانش هم مهمان نوازه ) اما جه چان باز غیرتی میشه و میگه واسه چی خونه اینا ؟ خونه من میخوای بیای ؟ ووتاکم میگه برای تو یه زحمت دیگه دارم …حالا حدس بزنید چه زحمتی؟

داداش جه چان از مدرسه میاد خونه و میبینه خونه شبیه اصطبل شده بس که به هم ریخته است.

میره تو و میبینه یه سگ تو خونه شونه !!! نگو زحمت دیگه اش این بوده که سگشو جه چان اینا نگه دارن

(حالا تو قسمت بعد ووتاک میره خونه هونگ جو اینا جه چانم مدام حسودی میکنه)

پایان خلاصه قسمت سیزدهم سریال وقتی تو خواب بودی

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “خلاصه قسمت سیزدهم سریال وقتی تو خواب بودی”

Code Center